شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

می‌چرخم

می‌چرخم
میله‌ها یک‌‌به‌یک از مقابلم رژه می‌‌روند
آبی می‌دهند
لاشه‌ای پرت می‌کنند

هر شب خواب می‌بینم
از درختی بالا می‌روم
با آهویی که به دندان گرفته‌ام
می‌دوم
با تندباد
و از پس گام‌هایم غبار بلند می‌شود
می‌بینم 
ماده‌ام سر بر گردنم می‌مالد
و بچه‌ها شیطنت می‌کنند

می‌چرخم
میله‌ها یک‌به یک
از مقابلم رژه می‌روند. 

رضا چایچی

شعرها

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

جواد محمدی فارسانی

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی

مجید عزیزی

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

مهدی فرجی