شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

زیبا و مه آلود به رستوران آمد

زیبا و مه آلود به رستوران آمد

از دامن چتر بسته اش

می ریخت هنوز سایه های باران

یک طره ی خیس در کنار ابرویش

انگار پرانتزی بدون جفت !

بازوی مسافر را

با پنجه ای از هوا گرفت

لبخند زنان به گردش رگبار

محمدعلی سپانلو

تک نگاری

شعرها

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

هوشنگ رئوف

هرجا می‌روم 

هرجا می‌روم 

وجیهه نوزادی

آلما

آلما

صدرا یوسف زاده

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

ویدئو