شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کلماتی دلیر

من‌هم سردار لشکری بودم
از کلماتی دلیر با نیزه‌هایی بلند
که به دنیا یورش بردند
در سحرگاه       
و شب
خسته و غمین باز می‌گشتند
تا زخم‌هایشان را بشویند
در دیدگان من

با کشتگان اول
تازش‌ها پوشاندند
مرده و 
ناشناس
در میدان

هنوز هم
پرسه می‌کنند و
پیرزنان
بر گونه می‌کوبند.

رامین مکوندی

تک نگاری

شعرها

ارغوان

ارغوان

هادی میرزانژاد موحد

فهرستِ خونی

فهرستِ خونی

امین رجبیان

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب

چهارراهِ نظر...

چهارراهِ نظر...

مجتبی دهقان