شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کلماتی دلیر

من‌هم سردار لشکری بودم
از کلماتی دلیر با نیزه‌هایی بلند
که به دنیا یورش بردند
در سحرگاه       
و شب
خسته و غمین باز می‌گشتند
تا زخم‌هایشان را بشویند
در دیدگان من

با کشتگان اول
تازش‌ها پوشاندند
مرده و 
ناشناس
در میدان

هنوز هم
پرسه می‌کنند و
پیرزنان
بر گونه می‌کوبند.

رامین مکوندی

تک نگاری

نقش کتیبه ها

نقش کتیبه ها

ساتیار فرج زاده

گل فندق

گل فندق

کیوان نریمانی

شعرها

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

پنج شعر از سیروس نوذری

پنج شعر از سیروس نوذری

سیروس نوذری

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

کولی

کولی

مهشید رستمی