شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کلماتی دلیر

من‌هم سردار لشکری بودم
از کلماتی دلیر با نیزه‌هایی بلند
که به دنیا یورش بردند
در سحرگاه       
و شب
خسته و غمین باز می‌گشتند
تا زخم‌هایشان را بشویند
در دیدگان من

با کشتگان اول
تازش‌ها پوشاندند
مرده و 
ناشناس
در میدان

هنوز هم
پرسه می‌کنند و
پیرزنان
بر گونه می‌کوبند.

رامین مکوندی

تک نگاری

آشناترین شکل شعر

آشناترین شکل شعر

علی مسعودی نیا

ضد شعر

ضد شعر

هادی محیط

شعرها

دنیا

دنیا

علی باباچاهی

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

گریه نکن بانو

گریه نکن بانو

بهمن مهرابی

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی