شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از شرق آغاز شد 


از شرق آغاز شد 
بیدادِ زلف تو
و مغرب شبق شد
در آینه
از غرب وزید
برق زلف تو
و خونم یاقوت روان
به سمت ویرانی
به سمت باران
در خرابات ارغوان.

قاسم آهنین جان

شعرها

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده

سفر‌نامه‌ی این تابستان

سفر‌نامه‌ی این تابستان

جواد مجابی

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه