شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شادخواری

که خانه‌ی اجاره‌ای وطنم بود
سرزمین پچ‌پچ و امید
پناهگاهی کوچک
که فکر می‌کردم
با اراده‌ی سبز
به‌سمت آفتاب‌گردان می‌چرخد. 


چقدر توهم خوب است
به آدمی حُکم می‌کند
که خانه‌ی دیگری را
به نام خود بزند.


که خانه‌ی اجاره‌ای وطنم بود
وجود داشت 
ولی
تصویرِ شیر ِ محتضرش
بی اعتنا به کائناتِ کمین‌کرده
به چهره‌ی خورشید
شمشیر می‌کشید.
 

عنایت سمیعی

شعرها

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

سفر‌نامه‌ی این تابستان

سفر‌نامه‌ی این تابستان

جواد مجابی

تیمارستان

تیمارستان

ستار جانعلی‌­پور

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

مجید عزیزی