شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تمام اندوه‌های جهان را

تمام اندوه‌های جهان را، باد
به خانه‌ی من آورده‌ست
میهمانان ناخوانده‌ای که
در کلماتم دست می‌برند،
آهنگ‌ها را عوض می‌کنند،
پرده‌ها را می‌کشند
و مصرند که خنده‌ی تو در این خانه اتفاق نیفتاده است
تمام اندوه‌های جهان و قلب چاک‌چاک من
تو را بهانه‌ی این گریستن خاموش
و این آغوش خالی می‌دانند
به کوه‌های بلند دوردست فکر می‌کنم
که ابرها را مچاله می‌کنند
و ابرها از ترس زهره‌ترک می‌شوند، 
                                 آب می‌شوند
به کوه‌های بلند دوردست فکر می‌کنم
 و نسبت دورشان با من.

فرهاد صفریان

تک نگاری

شعرها

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

سی و پنجمین تیغ توی تنم

سی و پنجمین تیغ توی تنم

اندیشه فولادوند