شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پرندگان به پرو می‌روند و می‌میرند

پرندگان به پرو می‌روند و می‌میرند*
و دسته‌دسته جلو می‌روند و می‌میرند
به هرم بوسه‌ای از قاف قلب یخ‌زده‌ام 
به لانه‌ی لب تو می‌روند و می‌میرند
دهان گشودم و پرپر... پرنده‌ها رفتند
شبیه راز که لو می‌روند و می‌میرند
قفس گریز خیالات یک شکارچی‌اند 
در آتشی که الو می‌روند و می‌میرند
به میله‌های قفس خو نمی‌کنند انگار 
در انتظار گودو*
می‌روند و می‌میرند
برای مرگ پرنده تفنگ لازم نیست 
فقط بگو که برو! می‌روند و می‌میرند

پرندگان به پرو می‌روند و می‌میرند/ رومن گاری
 در انتظار گودو/ ساموئل بکت

فاطمه هویدا

تک نگاری

در جدال با خاموشی

در جدال با خاموشی

علی مسعودی نیا

می‌بینمت حسین!

می‌بینمت حسین!

سیدعلی صالحی

شعرها

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

واگیری

واگیری

عبدالعلی عظیمی

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر