شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گریه کردیم آن‌قَدَر تا ناودان را آب برد

گریه کردیم آن‌قَدَر تا ناودان را آب برد
آشیان کاکلی‌های جوان را آب برد 
تار یحیای تو را و دفتر شعر مرا
صفحه‌های دلکش و تاج و بنان را آب برد
سِیلی از این خانه راه افتاد و رفت آن‌سوی‌تر 
کشتزار و شالی و پالیزبان را آب برد
خاطرات خوب ما سر روی زانوی خزر
هق زدند و نیمه‌شب مازندران را آب برد
هر کجای خاک از ما قصه‌ای در یاد داشت
گریه شوراند و بساط داستان را آب برد 
هفت روز و هفت شب بی‌وقفه باریدیم  تا
هفت دریا موج زد، هفت آسمان را آب برد
ما بلا بودیم و وقتی بی امان نازل شدیم 
نوح کشتی را رها کرد و جهان را آب برد

مرضیه رستمی‌

تک نگاری

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

شعرها

دو شعر ازفریبا الله وردی

دو شعر ازفریبا الله وردی

فریبا اله وردی زاده

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

چهارراهِ نظر...

چهارراهِ نظر...

مجتبی دهقان

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند، به ماه می‌رسد؟

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند، به ماه می‌رسد؟

فرزین پارسی‌کیا