شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

لغت مرطوب

...

عریان شدم
 در آن لغت مرطوب
لباس‌هایم را در آفتاب پهن کردم
درخت انگور بود
که داشت خفه‌ام می‌کرد از شعر
گل آفتاب‌گردان بودم
رویم را از زیبایی برگرداندند
به ساقه نازک پایم 
خلخالی بستند
و در میان هلهله و هیاهو
به حجله‌گاهم بردند

زهرا گریزپا

شعرها

مالیخولیا

مالیخولیا

هادی میرزانژاد موحد

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

چرخیدی و از دست دشمن سر درآوردی

چرخیدی و از دست دشمن سر درآوردی

احسان بدخشانی

مجید عزیزی