شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این‌که روی صدایم نشسته‌ای

این‌که روی صدایم نشسته‌ای
و تمرین سقوط می‌کنی از شمع
یعنی کسی این‌جا نشسته است
و شعله‌ی این چوب دارد
به ریشه‌ی نشانه‌اش می‌رسد.
حالا اگر انتهای این خط زرد
قرص خواب باشد
اگر بایستم رو کلید سفید
تو که داری چکه می‌کنی
به صدای ممتد بوق 
چه تعارف می‌کنی؟
دارد نام‌های زیادی از زمین بلند می‌شود
و به سقف می‌رسد
و پرده که سیاه مایل به خاکستری بود
نامم را که در آخر می‌دوید
بلعید.
من را صدا بزنید
زمزمه کنید
به طبخ ماهی شیر ادامه دهید
و اجازه ندهید
 کبودی نشسته بر آسمان
کارم را بسازد!
 

مهدی علیمرادی

شعرها

در ساعات معینی از شبانه‌روز

در ساعات معینی از شبانه‌روز

مظاهر شهامت

این کشکرت‌های اخبار

این کشکرت‌های اخبار

حامد پورشعبان

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

من که کسی بویی نبرد از چند و چونم

کبری موسوی‌قهفرخی

دلت دلفینی ست

دلت دلفینی ست

شاهین غمگسار