شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از هجوم تو ترسی نیست

از هجوم تو ترسی نیست
می‌دانم
که اعتراف به نبودن 
حکم نیست را ساقط می‌کند.
ای درد
به نفراتت بگو پا سبک کنند
دستانم بال دو جغد است
و میان این سینه
چاه بی‌روزنی‌ست که از امتحان عمیق آن
باردار سنگ است.
از هجوم تو ترسی نیست
می‌ترسم، اما این اشتها‌ی بی‌انتها و
این سرزمین بی‌دفاع
چیزی به تاریخ اضافه کند
و ننگش به نامت ثبت شود!
حالا که تمام ترس از هجوم تو ریخته است
نشسته‌ای به تدارک گور
و نفراتت لم داده‌اند روی خاطرات
من، اما
این حاصل ملخ‌زده‌ی زندگی
رفتار تنم
به آتش تو بستگی دارد...
 

مهدی علیمرادی

تک نگاری

شعرها

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

برای احمدرضا احمدی

برای احمدرضا احمدی

م. مؤید

سریده از سرا به سرسرا

سریده از سرا به سرسرا

لیلی گله داران

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان