شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این باغ حسرت را جهان چیزی نخواهد داد

این باغ حسرت را جهان چیزی نخواهد داد
باری به‌ قدر برگ ناچیزی نخواهد داد
این باغبان حتی یکی از لاله‌هایش را
به دست‌های سرد پاییزی نخواهد داد
دریای آز‌انگیز چشمت، جرعه‌ی آبی
به کام ناسیراب کاریزی نخواهد داد
این‌جا کسی شیرینی خواب و خیالش را
به هق‌هق تلخ شباویزی نخواهد داد
تقدیر آزادی تهیدستی‌ست، این افلاک
سیبی به سروستان تبریزی نخواهد داد
از ریشه این تاریخ مسموم است و دیگر هیچ
باری به‌جز تزویر و خون‌ریزی نخواهد داد
این کائنات خیره‌سر آغوش آرامی
که لحظه‌ای با آن درآمیزی نخواهد داد

سید ابوالفضل صمدی

شعرها

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

جواد محمدی فارسانی

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده

تبانی

تبانی

رویا الفتی