شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آنقدر بارید 
که دیگر می‌توانست ابر باشد
قلبش را به من سپرد
...

نقشِ کوچکی برایت دارم
نقشه‌ی کوچکی
که هر وقت مرا ببینی
به سرفه...

شعرها

باران‌ها

باران‌ها

محمد ویسی

زخم در میان چاقوها

زخم در میان چاقوها

امیررضا وکیلی

گرهی در صورت

گرهی در صورت

مریم فرجی

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو