شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

من خود شادی‌ام

من خود شادی‌ام
پیچیده در ملافه‌ی تن
به هیئت گاوی رسا زاده شدم
که ماغ می‌کشید چون رعد، در اساطیر بابل
مخفی نمی‌مانم در هر صورت
عاقبت، غم از خود دست می‌کشد
تا کامل شود زیبایی جهان
تا آدم‌ها به مهمانی بروند
و بوی ادکلنشان جا بماند در آسانسورها
من شادی‌ام
روزی تمام می‌شود این فراق
و منتشر می‌شوم با بادها
راهی می‌شوم با رودها
و با دستان آدمیان، گُر می‌گیرم
به‌وقت در آغوش گرفتن یک‌دیگر.
 

جواد کلیدری

تک نگاری

شعرها

سیاهـْدار

سیاهـْدار

جمال‌الدین بزن

گفته بودی که بازخواهی گشت

گفته بودی که بازخواهی گشت

مریم حسین‌زاده

شهر شیهه می‌کشد

شهر شیهه می‌کشد

طاهره خنیا

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی