شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آنی که مادر 

آنی که مادر 
کنار گهواره
شب را تکان می‌داد 
تا بخوابم ستاره‌ای زیبا بیفتد

آنی که در باغ
ریحان به ریحان 
چاقو را در عطر فرو می‌برد

آنی که در دشت برف بارید
اسب‌ها می‌دویدند
بخار دهانت را بوسیدم 

(اسب را از استعاره دور کن تا دشت به راه خودش برود)

من به آن‌های دوری نزدیکم 
آن‌هایی که به یک‌دیگر نمی‌رسند
  مثلاً چاقو در بخار دهانت و ستاره در یال اسب نمی‌ریزد
 

حامد بشارتی

تک نگاری

شعرها

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی

دختر مو مشکی

دختر مو مشکی

شهریار کوراوند

به قلم

به قلم

نگین فرهود

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی