شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فلاش بک

ترجمه کن مرا
درد را
و سوزن‌هایی که فرو می‌رود در گلویم
وقتی که اسمت را به زبان می‌آورم
ترجمه کن خواب‌هایم را
نفس‌هایم را که بالا نمی‌آیند
و دستانی که فراموش نمی‌کنند هرگز
ذهنم هر روز فلاش‌بک می‌زند
انگار این تصاویر نور دیده‌اند 
که عشق ظاهر نمی‌شود میانشان
جایی میان این جاده رهایم کردی
و دستانم پی دست‌های تو....

نیکی مرادی

شعرها

تو زیبایی

تو زیبایی

سکینه نودهی

گم کرده بودم

گم کرده بودم

مریم فرجی

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی