شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نیستی از ابتدا

تو باز می‌روی

در انحنای زمان

دوباره از ازل

تناسخ رنج در تن واژه

در اعوجاج حواس

خیابان را به پا می‌کنی

در احتمال شعر گام برمی‌داری

تنم را با طناب شعر

لای تنگنای اجتماعی سلول‌های عاطفه

از دال یادت می‌آویزی

می روی و یادت آونگ می‌شود

دوباره زلزله در سر

و هرست اندوه

تو باز می روی

در انجماد زمان

آرش خسروی فر

شعرها

عاشقانه به: فرهنگ، دار، هنر

عاشقانه به: فرهنگ، دار، هنر

شاپور جورکش

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف