شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

او رفته بود خودش را

...

او رفته بود خودش را

از آب بگیرد

بگذارد سر سفره ی عید

 

خاک در رودخانه می رفت

برگشت

آب خانه را برده بود

 

حرف های نیمه کاره را

از هوا جمع کرد

آخرین تصاویر را

از زمین برداشت

 

دست برد در اشک

خودش را به آسمان انداخت

تا برای سال نو

به ابری برسد که هیچوقت نمی بارد

آسمان اورعی

تک نگاری

پی بردن  به خواب سیمرغ ها

پی بردن به خواب سیمرغ ها

راد قنبری / فرامرز دهگان

احضار روح زبان در قامت کلمه

احضار روح زبان در قامت کلمه

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

آلما

آلما

صدرا یوسف زاده

گم کرده بودم

گم کرده بودم

مریم فرجی

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی

اینجا چه می‌کنی؟ گل غمگین سرخ من

اینجا چه می‌کنی؟ گل غمگین سرخ من

فرزین منصوری