شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

غروب

غروب

آسمان زنی پا به ماست

دامن نارنجش را

می گستراند بر اموج

و بر پهنای افق

شکوه غم را می آفریند

کودک مرده اش را

       از رحم بیرون می کشد

                      و می بوسد

به بسترش بر می گردد

و کودکی دیگر را آبستن می شود

اسحاق جمالی

شعرها

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

موعد ظفر بر زندگان است

موعد ظفر بر زندگان است

علیرضا جهانشاهی

کراسەکەت بتەکێنە لە زەوی و تۆز و تینوویەتی

کراسەکەت بتەکێنە لە زەوی و تۆز و تینوویەتی

عطا ولدی