شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نوستالژی گنگ

باد، بی‌مبالات می‌وزد

بالای صفه،

جایی خلوت،

بر سنگی نشسته‌ام.

 

مکث می‌کنم—

زمان،

در نگاهم خم می‌شود.

 

سردی چشمانم،

ابدیتی را در خاطرم افزود.

 

چندگاهی‌ست

که دیگر چیزی نیستم،

جز یک نوستالژی گنگ…

عادل محمدزاده

تک نگاری

شعرها

تا بوده

تا بوده

سیدعلی صالحی

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

مهدی مهدوی

به پسر عموهایم گفتم نمی‌شود!

به پسر عموهایم گفتم نمی‌شود!

زینب حسن پور

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی