شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و ما  تکه‌های یک نقشه را 

و ما 
تکه‌های یک نقشه را 
بر سیم‌های خاردار نگه‌داشته‌ایم
از من مسیر گم شدنم را نپرسید
چیزی به یاد نمی‌آورم
پدرم کولبر بود
و من آن استخوان‌های گمنام را
می‌شناختم
که زبانش را از حلقومش 
بیرون کشیده بودند
از من مسیر گم شدنم را نپرسید
سکوت
زبان مادری من است
که از حلقومم بیرون کشیده شده
و سال‌هاست
صورت مادرم را 
شکسته‌تر می‌کند

سروش جعفرقلی

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

فروغ فرخزاد

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی