شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و ما  تکه‌های یک نقشه را 

و ما 
تکه‌های یک نقشه را 
بر سیم‌های خاردار نگه‌داشته‌ایم
از من مسیر گم شدنم را نپرسید
چیزی به یاد نمی‌آورم
پدرم کولبر بود
و من آن استخوان‌های گمنام را
می‌شناختم
که زبانش را از حلقومش 
بیرون کشیده بودند
از من مسیر گم شدنم را نپرسید
سکوت
زبان مادری من است
که از حلقومم بیرون کشیده شده
و سال‌هاست
صورت مادرم را 
شکسته‌تر می‌کند

سروش جعفرقلی

شعرها

الماس

الماس

م. مؤید

سوار چرمه‌ای از مه رسیدی و صدا کردی...

سوار چرمه‌ای از مه رسیدی و صدا کردی...

سیده تکتم حسینی

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

فروبارِ عیشِ وِلَرم

فروبارِ عیشِ وِلَرم

سیدعلی صالحی