شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آن‌قدر وقت صرف بحث کردیم

...

آن‌قدر وقت صرف بحث کردیم
که ماه نقره‌ای‌ست
یا پنیری
که صبح شد و ماه رفت
و ما مشاهده‌های شب قبل را دیگر نمی‌توانستیم ثابت کنیم
گفتم: لابد انتظار داری دوباره شب شود و ماه بیرون بیاید و من این بحث را ادامه دهم؟!
گفت: اگر خوب نگاه کنی،
این روزهای ما خودشان شب‌اند
فقط ماه ندارند
به آسمان نگاه کردم
روی کاغذ چیزی نوشت
انداخت روی زمین
رفت
کاغذ را برداشت
نوشته بود تو آن‌قدر ساده‌ای که کل شب را گولت زدم که بی‌خوابی‌ام را پُر کنی
ماه مثل زمین است
خاک و سنگ و...
فقط آب ندارد
 

حبیب موسوی بی‌بالانی

شعرها

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

سرودِ طُرقه  که کور می‌شود

سرودِ طُرقه که کور می‌شود

میلاد کامیابیان

چه کسی  مادر کوزت را حامله کرد؟

چه کسی  مادر کوزت را حامله کرد؟

مهرگان علیدوست

فَروَرگانِ چشمِ تو 

فَروَرگانِ چشمِ تو 

نازنین آیگانی

ویدئو

دلم به بوی تو آغشته است

دلم به بوی تو آغشته است

محمد شمس لنگرودی

پاییر پدرسالار

پاییر پدرسالار

مهدی صمدانی