شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ذهنم چون قاره‌ای‌ست ناشناخته 

ذهنم چون قاره‌ای‌ست ناشناخته 
لابد چیزی در زندگی هست 
که دانه‌های ذرت را بالا می‌اندازد 
لوبیا را از دل سنگ بیرون می‌کشد 
و صدایم را 
در نوارهای کاست  
به وجد می‌آورد

بیتا علی اکبری

تک نگاری

شعرها

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی

آنْـدیگَری

آنْـدیگَری

جمال‌الدین بزن

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی