شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در انتهای آخرین سیاره، دری‌ست 

...

در انتهای آخرین سیاره، دری‌ست 
که گلوله‌ها و عکس‌ها و نامه‌ها در پشتش انباشته می‌شود
و شعرهای فراموش‌شده به آن‌جا می‌رود 
و خبرهای سوخته 
و بند انگشت‌های قطع‌شده 
و خاکسترهای پخش‌شده 
و جنین‌های سقط‌شده
و نگاتیوهای فاسد‌شده 
و پرنده‌های یخ‌زده 
و حافظه‌های پریده 
به آن‌جا می‌روند. 

در انتهای آخرین سیاره دری‌ست
که به روی کمد لباس‌های مادرم باز می‌شود.

نفیسه قانیان

شعرها

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

بابک دولتی

تبانی

تبانی

رویا الفتی

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی