شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از دست باد که بگریزی

...

از دست باد که بگریزی
چیزی عقب به جا می‌ماند
همان که سال‎‌ها بعد حالا باد با خود آورده جایی
و به یادت می‎آید
زمان رفته است و چیزها
هرگز همان که بوده‎اند، برنمی‎گردند
ماه مثل مگسک از پس ابر نشانه می‎‌رود
و در مغز
فضای خالی را پر می‎‌کند
که بپاشد
بزن زیر یادها
از یاد همین‌که بپاشد روی چیزها کافی‌ست

کبوتر ارشدی

تک نگاری

شعرها

تاریک/تاریکخانه‌ام

تاریک/تاریکخانه‌ام

پروین نگهداری

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

دو شعر از پوران کاوه

دو شعر از پوران کاوه

پوران کاوه

 فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

فاصله‌ام با بشقاب سفیدى كه شكست،

سوری احمدلو