شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از دست باد که بگریزی

...

از دست باد که بگریزی
چیزی عقب به جا می‌ماند
همان که سال‎‌ها بعد حالا باد با خود آورده جایی
و به یادت می‎آید
زمان رفته است و چیزها
هرگز همان که بوده‎اند، برنمی‎گردند
ماه مثل مگسک از پس ابر نشانه می‎‌رود
و در مغز
فضای خالی را پر می‎‌کند
که بپاشد
بزن زیر یادها
از یاد همین‌که بپاشد روی چیزها کافی‌ست

کبوتر ارشدی

شعرها

دنیا

دنیا

علی باباچاهی

آلما

آلما

صدرا یوسف زاده

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی