شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از دست باد که بگریزی

...

از دست باد که بگریزی
چیزی عقب به جا می‌ماند
همان که سال‎‌ها بعد حالا باد با خود آورده جایی
و به یادت می‎آید
زمان رفته است و چیزها
هرگز همان که بوده‎اند، برنمی‎گردند
ماه مثل مگسک از پس ابر نشانه می‎‌رود
و در مغز
فضای خالی را پر می‎‌کند
که بپاشد
بزن زیر یادها
از یاد همین‌که بپاشد روی چیزها کافی‌ست

کبوتر ارشدی

تک نگاری

شعرها

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

شاهنده سبحانی

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

من شبیه نیستم

من شبیه نیستم

مریم یوسفی

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی