شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در آن ظلمات

...

در آن ظلمات
هیچ‌چیز عادلانه‌ نبود

زیرسیگاری‌های پر
خاکستر ریخته روی ملافه‌ها
تنهایی
که با صدای بسته‌شدن در
بیرون ریخت
از عمق دیوار
از دلِ چند دوستت دارم سرسری
چند حرکت سرسری دست
روی گونه‌ها
موها
ساق‌ها

در آن ظلمات
هیچ واژه‌ای عادلانه نبود
هیچ فلسفه‌ای رهایی‌بخش

برخاسته از هم‌خوابگی‌های طولانی

بالأخره یکی‌ باید می‌زد
به دل صداهای غروب

سپیده کوتی

تک نگاری

شعرها

از ابر و چشم

از ابر و چشم

م. مؤید

خوابیده‌ای؟

خوابیده‌ای؟

شوکا حسینی

سه شعر از میثم مهر نیا

سه شعر از میثم مهر نیا

میثم مهرنیا

هرجا می‌روم 

هرجا می‌روم 

وجیهه نوزادی