شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

حالا که چشمم شده انزلی

...

حالا
که چشمم شده انزلی
مرداب ماسیده از
اشک و انتظار
و تیک
که نمی‌رسد به تاک
و سکوت
پراکنده در
حجم این اتاق
و در
که رو به هیچ فردایی
باز نمی‌شود
و من
که در آغوش خویش
پیچیده
پیچانده خود را
به خود
حل می‌شوم
در بالش زیر سرم
بی مرغابی
بی کلک
به همین غروب پیش از این
به موسیقی لحظه‌ای‌
که مرا
وصل می‌کرد به من
که مرداب چشم‌هایم
که انزلی
بی کلک
بی مرغابی
چسبانده لب به سکوت
و شطرنج کف اتاق
محرم رازی
سر به مهر

علیرضا مجابی

تک نگاری

شاعر، زندان و شعر ...

شاعر، زندان و شعر ...

محمدرضا عبادی صوفلو

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

ابوالقاسم اسماعیلپور مطلق

شعرها

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

ویدا حمیدی

شغل تمام وقت

شغل تمام وقت

بکتاش آبتین

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

جواد محمدی فارسانی

با تلویزیون

با تلویزیون

مریم فرجی