شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

‏هر روز بعد از بیدار‌شدن به صبح می‌گویم
آیا تو ادامه‌ی همان...

می‌گویم بیا، بنشین، این‌جا، کنارِ چشمه و من و سیگاری که در جیبم هست
...

قانون برای بوسیدن که نوشتند
نگفتند اتحاد رمز کدام پیروزی در پیوستنِ لب‌هاست
...

شب بیشتر فاصله‌ی مه را با مصداق به‌رخ کشید 
دوربینْ کنارِ انجمادِ نگاهی...

شب بیشتر فاصله‌ی مه را با مصداق به‌رخ کشید 
دوربینْ کنارِ انجمادِ نگاهی...

کلاغی که آویزان از نوکش سپیده‌دمان است
بی‌خیال
از ابرها و...

همیشه اتفاق‌ها پُرند، پشتِ بام‌ها پرند، از کبوتران زنده هم پرند، از کبوتران مرده هم...

شعرها

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

مهدی ریحانی

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

شهرام میرزایی