شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تشک که میخچه در بیاورد

...

تشک که میخچه در بیاورد،

صدای تمام خواب‌ها

بلند می‌شود

حتی آن‌هایی که هیچ‌وقت

انتظارشان را نداشته‌ای

بعد

می‌شود اینطور تعبیرش کنی

که انکار میله‌هایی که آسمان را بخش بخش

می‌پاشد به زاویه‌ی دید

خنده‌های موذیانه‌شان به قاه قاه

پوست می‌اندازد

 

نمی‌شود از بازی بزرگ‌ترها چیزی جز انزوا در آورد

حتی با اندازه پرواز پرنده‌ای

میان قابی محدود

 

به لبخندهای عصبی پناه می‌بری

و منتظر می‌مانی

منتظر

و انتظار

میخ فرسوده‌ای است

که با کندی سرسام آوری،

دیواره‌های اعصابت را به تخت می‌دوزد

 

دیوانه‌ها

خوشبخت‌ترین آدم‌های روی زمین هستند.

محمد شیرازی

شعرها

به جرم شانس نیاوردن

به جرم شانس نیاوردن

فرزین منصوری

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی

برادرم دیشب درگذشت

برادرم دیشب درگذشت

عبدالله علوی

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس