شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فرياد به تمام عضلاتم فرمان می‌داد

فرياد به تمام عضلاتم فرمان می‌داد
دستش را مى‌گذاشت روى دهانم
در باد بودم
و موهايم به شاخه‌‌هاى درختى مى‌گرفت
كه ديگر زردآلو نمى‌داد
خون به مغزش نمى‌رسيد
خشك مى‌شد
گريه مى‌كرد
در باد بودم
داشتم کودکم را شیر می‌دادم
ذره‌ذره دفن شدم
كسى مرا نديد
به ريشه‌اى تلخ چسبيدم كسى مرا نديد
دست‌كم بياييد جسدم را پيدا كنيد
تا درخت زردآلو شكوفه كند.

فریبا شادلو

تک نگاری

شعرها

ای دوریِ نزدیک

ای دوریِ نزدیک

هادی میرزانژاد موحد

تو تمام رفتگان منی

تو تمام رفتگان منی

فرناز فرازمند

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

ویدئو