صدای اول؛

سپیده که می زند
کشیده می‌شوم بر آب‌ها
بوته‌های لای صخره‌ها
به روی دست‌هام پناه می‌برند
و می‌شنوم این جمله‌ها را؛ (... 

(جهان مقدس است 
بهبود نمی‌یابد)
همراهم، سر در کندویی فرو برده و می‌نوشد

 


صدای دوم؛

در اسارت تخته‌سنگ‌های تیز نگاه بودم
با حالی که کابوس بود
و تنم می‌لرزید
سطر شعری بر زبانم جاری شده بود
و (روی صخره‌ها)جمله‌ای را تکرار می‌کرد
تکرار می‌شدم در دهان لبه‌های نوک‌تیز
آب‌ریزان
توصیف کیهانی موقعیت
و  دردی در مثانه که درجا خاکم می‌کرد

کلمات کلیدی : شعر | مجله شعر |

 شاعر : باقر یگانه
سایر اشعار این شاعر

شمشیر کرمخان

خواندن ادامه >