شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

منحني بيده اليسرى نبتة صغيرة

كنت هارباً من الأرض
إشتعلَ الدربُ بضوءٍ خانقٍ
يا ترى كم طريق تخطّيته دونها
كانت معي حين ملئت رائحةُ الطلعِ حوافَّ الحدائق
فتسلّقتُ حائطاً طينياً قصيراً
يسيّج دالياتِ العنبِ
رأيتُ طفلة تتأرجّح بسعفة ذهبية
شعرها يمتد نهراً
يا ترى كم فراشة مرّت من الزمن
الشمسُ تورطّت في أيكة نائية
وعلى مقربة منّي تدفّق العقيق
هربت منها
وهي تطاردني 
لمحت سيارة تخرج الماء
قلتُ للسائقِ إنني ضائعٌ 
منحني بيده اليسرى نبتةً صغيرةً
إشتعل الطريقُ بعتمة واهنة 
عدت لروحي الراحلة
وجسدي الذي لا أراه.

حسین طرفی علیوی

تک نگاری

بوطیقای هزار و یک شعر

بوطیقای هزار و یک شعر

مهرنوش قربانعلی

بی‌فاصله از حجم

بی‌فاصله از حجم

سیدحمید شریف‌نیا

شعرها

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

گرهی در صورت

گرهی در صورت

مریم فرجی

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک