شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خون تو
گورِ شب است و خانه‌ی روز
ریلِ طوفان‌ها را به هم می‌رسانَد...

سروده در بند زنان اوین

به اخلاقِ شب فکر می‌کنم
این‌جا که...

سروده در بند 209 زندان اوین

این زندان را با خودم می‌برم به دشت
از او...

ذهن ِتاریکی است که رؤیای تابش دارد
یا تابیدن بر جهاتِ کور
 از پیشانی به...

ای زبان ِ گشاینده‌ی نورهای ناتاب، 
 فانوس ِ آن خواب
 که تا...

این فقط یک درد بود یا جدایی
گمنامیِ نامی است که از آن تنها
شماره ی پروازی سوخته...

برای نرجس خانعلی زاده
پرستار ۲۵ ساله ی بیمارستان میلاد لاهیجان که به دلیل مراقب شبانه...

شعرها

مکروه

مکروه

جمال‌الدین بزن

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

به قلم

به قلم

نگین فرهود