شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تاب خوردن

شما حقیقت را برده‌اید به ماضی
چرا که بدن روی طناب تاب‌خورده است
چرا که قاتل در ابعاد زمان جاری‌ست
و پول روی پول می‌گذارد
شما آزادی را برده‌اید به ماضی
چرا که دادرسی شیشه‌ای ندارید
و دفاع شیشه‌ای ندارید
و منظره ندارید
و شیشه ندارید
و حقیقت برایتان ارزشی ندارد
شما ابعاد را کشته‌اید
چرا که هیچ قاعده‌ای با هیچ حکمی ارتباطی ندارد
و هیچ‌چیز با هیچ‌چیز ارتباطی ندارد
و بدن روی طناب تاب خورده است.

 

علیرضا بهنام

تک نگاری

دلم می‌سوزد

دلم می‌سوزد

شهریار وقفی‌پور

شعرها

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

اغوش نخل ها

اغوش نخل ها

میترا اکرمی

دو پاره برای درخت و ع. ب

دو پاره برای درخت و ع. ب

سیاوش بانشی

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

مظاهر شهامت