شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از طبقه‌ی بیستم 

از طبقه‌ی بیستم 
مشتی آدم، سر ﻣﻲشوند 
در آسانسور 
چه آهنگی برایت ﻣﻲریزد
ﻃﺒﻘﻪي دهم 
ﻃﺒﻘﻪی سوم
ﻫم‌کف
صدای ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪﻱ ﺷﺪﻩی زن  
ﻣﻲتواند بهتر از گلوی دیانا بیرون بیاید 
ﺷﺐهای درﺷﺖاندام
از طبقات بالا ﻣﻲروند
از لای انگشتان ظریف 
در این سطر
یا سطر بعدی سکوت را ﻣﻲکشد در متن
از اﻳﻦجا به بعد ﻣﻲتوانی تنهایی برقصی  یا نمایشناﻣﻪي تاﺯﻩات را مرور کنی 
دستت را بالا ﻣﻲبری 
فریاد ﻣﻲزنی 
مرگ روی زانوهایم خراش ﻣﻲدهد 
مرگ روی گلوی مرگ 
چه لذتی دارد 
دستی که ﻣﻲرسد به راﻥ‌های گوشتی مرگ
دیانا دستت بگذار روی ﺳﻴﻨﻪی طبقات
چنگ ﻣﻲانداخت در بازوی لخت پرده 
نور از پرده‌ی سالن به ﻛﻔﺶها
نور مرگ از زیر انگشتان بازیگر دوم  لیز ﻣﻲخورد
خون از زهدان پاره  
ﻣﻲخراشد کودکان لخت را
ﻣﻲشنوی گشایش یک راز را؟
ﻣﻲشنوی؟
 زن
مرد
مرد 
مرد 
مرد
نوازد 
مرد 
زن 
نطفه 
نطفه 
نطفه 
دهان پر از تارﻳﻜﻲست
دیانا برقصد 
مرگ در خاﻧﻪي همسایه جشن ﻣﻲگیرد
ما در طبقه‌ی بیستم
با ﻟﺐهای ﻧﻴﻤﻪباز شکل گرﻓﺘﻪایم

کبری فدوی

شعرها

موعد ظفر بر زندگان است

موعد ظفر بر زندگان است

علیرضا جهانشاهی

دوگانه

دوگانه

محمد رضا روزبه

باران‌ها

باران‌ها

محمد ویسی

پس اگر ناپدید نمی‌شوم

پس اگر ناپدید نمی‌شوم

محمد انتظاری