شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فهمید دارم حسرتی، داغی، غمی فهمید
از حجم اقیانوس دردم شبنمی فهمید
می‌گفت یک...

تو فرض‌کن یک خار در چشمِ ترت باشد
آوار دنیا بر سرت نه... همسرت باشد
تو فرض...

مسجد اذان می‌گفت، ما سجاده وا کردیم
ما روزه را با ربّنای باده وا کردیم

...

شعرها

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

عاشقانه به: فرهنگ، دار، هنر

عاشقانه به: فرهنگ، دار، هنر

شاپور جورکش

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

هر‌ چه ظرف‌ها نشسته

فرزین پارسی‌کیا

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف