شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

فهمید دارم حسرتی، داغی، غمی فهمید
از حجم اقیانوس دردم شبنمی فهمید
می‌گفت یک...

تو فرض‌کن یک خار در چشمِ ترت باشد
آوار دنیا بر سرت نه... همسرت باشد
تو فرض...

مسجد اذان می‌گفت، ما سجاده وا کردیم
ما روزه را با ربّنای باده وا کردیم

...

شعرها

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

آلما

آلما

صدرا یوسف زاده

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی