شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بتِ گِلیِ نحیف، کرورِ غرور بود. مسرور از انفعال، خوش بود از ناخوشی. نه که این مجموع تناقض،...

دوستی داشتم، که دوستش داشتم زیاد! عشق می‌کردیم با هم! صبحانه‌یِ چه روزهایِ من بود....

به تلنگری، کودکی. به شفافی، آینه‌ی منی. چه رنگ جذابی داری، چه هیئت خواستنی‌ای. در...

شعرها

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

شاهنده سبحانی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

تو هم میروی

تو هم میروی

شمس آقاجانی

ویدئو