شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ما
رؤیای کسِ دیگری هستیم
نه این که در خوابش گیر افتاده باشیم.
ما خودِ...

چراغ‌های سالن خاموش می‌شوند
سالنی که تنها من
در آن نشسته‌ام.

دیشب
خوابش را دیدم
یک دَم نشسته بود روی تخته سنگش لبِ کوه
و عرقِ برنج...

شعرها

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده

دهان خونی

دهان خونی

بکتاش آبتین

می‌توانی باشی

می‌توانی باشی

محمود بهرامی

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی