شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در گلوگاه اصلی شکم
یک نفر هست، رد پایی نیست 
تار تر می‌شود اتاقم چون...

بر دوش خود مسافر مغلوب می‌برند
یک آسمان فرشته‌ی مغضوب می‌برند
این...

با کفش‌های کوچک ِ من‌، راه رفته بود
یک عمر مانده بود... به بیراه! رفته بود

شعرها

شغل تمام وقت

شغل تمام وقت

بکتاش آبتین

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

یلدا منتظری

در سلام راه‌ها

در سلام راه‌ها

ربابه قصابان