شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در گلوگاه اصلی شکم
یک نفر هست، رد پایی نیست 
تار تر می‌شود اتاقم چون...

بر دوش خود مسافر مغلوب می‌برند
یک آسمان فرشته‌ی مغضوب می‌برند
این...

با کفش‌های کوچک ِ من‌، راه رفته بود
یک عمر مانده بود... به بیراه! رفته بود

تک نگاری

شعرها

در خود فرو رفته‌ام

در خود فرو رفته‌ام

ربابه قصابان

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

بشمارها

بشمارها

محمد اشور

روشنم کن شبیه سیگارت

روشنم کن شبیه سیگارت

امیررضا وکیلی