شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در گلوگاه اصلی شکم
یک نفر هست، رد پایی نیست 
تار تر می‌شود اتاقم چون...

بر دوش خود مسافر مغلوب می‌برند
یک آسمان فرشته‌ی مغضوب می‌برند
این...

با کفش‌های کوچک ِ من‌، راه رفته بود
یک عمر مانده بود... به بیراه! رفته بود

تک نگاری

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

پنجره

پنجره

فروغ فرخزاد

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

رؤیایی آن سوی روزگاران

رؤیایی آن سوی روزگاران

نصرت‌الله مسعودی