شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در گلوگاه اصلی شکم
یک نفر هست، رد پایی نیست 
تار تر می‌شود اتاقم چون...

بر دوش خود مسافر مغلوب می‌برند
یک آسمان فرشته‌ی مغضوب می‌برند
این...

با کفش‌های کوچک ِ من‌، راه رفته بود
یک عمر مانده بود... به بیراه! رفته بود

تک نگاری

شعرها

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

اینم از روزگار ما گاوا 

اینم از روزگار ما گاوا 

لیلا ساتر

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

از آن آغاز... زخمِ دایه بر قُنداقه‌ام باقی‌ست

حامد ابراهیم پور

ویدئو