شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها


ردِ اشک‌های تو بود 
که از جنازه‌ام راه می‌گرفت
شرح...

دست بیاویزد مدام 
در زخمی این‌گونه رفیع 
می‌گفتم: بخوان...

این زخم خوف بگیرد به جنون
به آغازی که از ما 
یکی رفته بود و
یکی...

از فرطِ کبود
درد بغلتد‌ به مهره 
بر استخوان
تفتیده بر...

بر صبحِ تو نفس بیاویزم
به تیغه‌های روز
و حزن مغروق در گونه‌های...

تک نگاری

شعرها

خاورمیانه

خاورمیانه

شهرام شهیدی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

الماس

الماس

م. مؤید

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی