شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مرزِ سرخی‌ست دورِ واژه‌ی «تو»/ مرز تنگی به وسعت «جانم

مرزِ سرخی‌ست دورِ واژه‌ی «تو»/ مرز تنگی به وسعت «جانم»
تو بزرگی و بیکران، آری! جان من کوچک است، می‌دانم!
من پرستیده‌ام دو چشم تو را، در تمام قرون به رسوایی
آه ای هردو چشمتم النور! من ابوجهلِ کل دورانم
کاشکی این جهان وجود نداشت، و تن تو تمام خلقت بود
وطن من در استوای تو بود... سوی تو کوچه و خیابانم
با خودت فکر می‌کنی حالا، چه کسی چتر را تعارف کرد؟!
نه! من و این نصیب‌ها؟! هرگز!/ من خودِ بی نصیبِ بارانم
اسمت از راه دور طوفان‌زاست/‌ عکست از پشت شیشه آتش‌زا
سرخ و سوزان و غیرمنتظره در تن آتشت بگیرانم

شاهین صالح

تک نگاری

آن کُنجِ تنهای تنهایی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

محمدرضا عبادی صوفلو

مستندنگاری با غزل

مستندنگاری با غزل

کبری موسوی قهفرخی

شعرها

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی

با چند خواب نصفه‌نیمه

با چند خواب نصفه‌نیمه

بهزاد خواجات

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی

حلول شعر بر من مبارک باد 

حلول شعر بر من مبارک باد 

نفیسه قانیان