شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 

این عادت جدیدم؛
هنگام زخم،
عابرِ جداره‌ی نمناک مرگم
...

    وداعیه با قاسم آهنین‌جان
نشنیده‌ی آن پرده نبودم
...

...
                    (از این...

مرا برای تماشا به انتهای باغ ببر
به دنج کاهِ جدا
کفش
جدا
 ...

درخت دیدمت که دیدم
آواز برانگیخته را
بر خاک و ترَک

و حال، حالِ پوست...

۱
چاه من همین
نیفتادن
رفتن
به ترتیبِ تیر
هرشبِ شب

...

۱
باد هم باشم نمی‌گذرم

از شاخه‌ی ماه
از پرده

تنها...

شعرها

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

ارغوان

ارغوان

هادی میرزانژاد موحد

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

ویدا حمیدی