شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

روز

روز
رودخانه‌ی طلایی نور را
از پرده عبور می‌دهد
تا اتاق چون اسبی که از آب می‌گذرد، روشن شود.
سپس سؤال‌ها وزوز کنان
از حیاط به پنجره می‌خورند؛
با آن آواز غریب
پرنده‌ای که در لغت‌نامه نامش را نمی‌یابم
الاهه‌ای نیست پیغام‌رسان خدایان
بر بلندترین شاخه‌ی انجیر
تا بگوید: «شوپن بهترین نیست»؟
گربه‌ای که حق‌به‌جانب
زیر درخت لیمو لم‌داده
روح کدام حاکم است؟
باد، برگ‌ها را آن گوشه گیر انداخته در گوششان چه 
می‌گوید؟

پنجره را باز می‌کنم
باد در درخت‌ها تکان می‌خورد
گربه‌ای پرنده‌ای را در دهان گرفته، دور می‌شود.

ارسلان باقری

شعرها

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

کبوتر ارشدی

مجید عزیزی

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن