شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

 برگ می‌ریخت


برگ می‌ریخت، هـوا ذائقه‌ی طـوفـان داشت
و عجب وحشت ِسرخی شب ِکوهستان داشت
چِـقـَـدر بــرف بـه روی تـن ِسرما می‌ریخت
چِـقـَـدر آب/هوای ِ شب ِ سرگردان داشت
باد با پای خود از بادیه‌ها آمده بود
آسمان شرم فرو ریختن ِ باران داشت
هرکسی زخم ِسرِ کهنه‌ی ِخـود را می‌بست
هـر کس آیینه‌ای از طالع ِ آویزان داشت
لحـن ِ آیات و روایات هـمه بد شده بـود
ملک‌الموت هـراندازه بگیرد/جان داشت
خـواب ِ آشفته‌ی جنگـل خبر ِ بد می‌داد
سایه‌ها صورتی از وحشتِ جنگل‌بان داشت...

علی سعادتخانی

شعرها

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

اگر  چاقو در پهلویم فرو کنند

علی اکبر جعفرزاده

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

علیرضا میرزاخانی

سفر به سرزمین رویاهایت

سفر به سرزمین رویاهایت

محمود معتقدی

دوگانه

دوگانه

محمد رضا روزبه