شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گوشی‌ات را که نبینی، نگران می‌کنی‌ام

گوشی‌ات را که نبینی، نگران می‌کنی‌ام
به تماشای شبی تلخ، روان می‌کنی‌ام
می‌رسی، حنجره‌ام آینه می‌بارد و بعد ـ
می‌شکافد دلِ من، جامه‌دران می‌کنی‌ام
عشق را دوست ندارم که ذلیلم کرده
تو هوس هستی و هر لحظه جوان می‌کنی‌ام
میلِ آغوش تو، از عشق و وفاداری بیش ـ
تر شد از بس که چنینم که چنان می‌کنی‌ام
حسِ تأخیر تو را هر شبِ من می‌خواهد
اشک می‌ریزم و هی قطره‌چکان می‌کنی‌ام
دست‌های تو، تنی ساخته از مریمِ تو
که خرابت بشوم، باز همان می‌کنی‌ام

مریم جعفری‌آذرمانی

شعرها

دهان خونی

دهان خونی

بکتاش آبتین

رنج

رنج

علی زیودار

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

بِالْفَحْلـَگی

بِالْفَحْلـَگی

جمال‌الدین بزن