شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

1
تهران
زنی جوان
کز‌کرده در غبار آینه‌ها
   ...

قرمز نشسته بود
بر انحنای قوس قزح
و روی دست‌هاش
گیتارباس...

توی فنجان آهویی
داشت دنبال پلنگی می‌کرد
و درازای نگاهش در دشت
گسترش...

آنگاه آب خون دهانش را
با آفتاب شست
و در مسیر باد
موجی به پای کرد.

...

تک نگاری

طنز، جراحی‌ست

طنز، جراحی‌ست

سجاد گودرزی

شعرها

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن

زیبایی‌اش را به خیابان می‌برم

زیبایی‌اش را به خیابان می‌برم

سیمین رهنمایی

به موازاتِ دریا

به موازاتِ دریا

راد قنبری

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی