شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ترانه گنجشکان

روزها میگذرند

همچون قطاری که لاشهی رویا حمل میکند.

و هر غروب آفتاب ِ خسته،

تکیده و تهی دست به خانه باز میگردد.

 

تنها گنجشکانند،

که شامگاه

با ترانههای شیرین در گلوگاهشان

سرخوش --

از میکدهها باز میآیند.

 

و عشق ما

جوانهی گندمی است،

که از دهان کوچک ِ گنجشکان آب مینوشد!

علی احسانی زاده

تک نگاری

شعرها

و لبت دستش نمی‌رسد به من

و لبت دستش نمی‌رسد به من

علیرضا خسروانی

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

من به این خونه برنمی‌گردم

من به این خونه برنمی‌گردم

فاطمه شمس

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی