شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بی‌چراغ

وقتی تو نیستی چه بگویم به تو
وقتی تو نیستی چه بگویم به چراغ
به ساعاتی طولانی در انتهای شب که در او ستاره‌ها افسرده‌اند
نوری نیست در چشم‌های من
در ایوانی طولانی که پرسه می‌زنم چون بیماران روانی
از روی افسردگی آب می‌نوشم
از روی بی‌حوصلگی رویم را برمی‌گردانم
عکسم در شیشه‌ها و پنجره‌ها جا‌به‌جا می‌شود
به کجا بروم بی‌تو
و خنده‌های مأیوس من که دیگر نیستند
بی تو، بی آینده، بی چراغ.

محمدباقر کلاهی اهری

تک نگاری

شعرها

روایت چوبه

روایت چوبه

امین رجبیان

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

محمود بهرامی

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

آن‌جا که بادِ تفرقه، سرکوب می‌شود

جعفر درویشان

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی