شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

عصر

این را یاد گرفته‌ام اما
هر عصر بازی‌های خودش را دارد
آدم‌های خودش

از ساختن اسطوره
تا ازدحامی به یک‌ رنگ
و به عنوان لشکرهای تاریک

و بیشتر از خودم
دلم به حال کسانی می‌سوزد
که حتی دلخوش
به داشتن قبری خانوادگی هستند

نه زنده نه مرده‌ی بعضی اما
می‌‌توانند
به برگشتن تا به منزل فکر کنند حتی
تا برسد.

هرمز علیپور

شعرها

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

آنْـدیگَری

آنْـدیگَری

جمال‌الدین بزن

برمانم ازین چریدنِ امن

برمانم ازین چریدنِ امن

راضیه بهرامی‌خشنود

تکرار

تکرار

محمد زندی