شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

زنِ غمگینِ شعرم در سرش شوری نمی‌افتد
غریبانه به پای مردِ مغروری نمی‌افتد

شعرم هی عاشقانه‌تر و احمقانه‌تر
ذهنم دچار تجزیه و یأسِ فلسفی‌ست
...

از سقفِ لرزانِ اتاقم یک طناب افتاد
در ناخودآگاهم خدا را تاب می‌دادم
دیدم...

تک نگاری

شعرها

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

تا زبان سرخشان از دار بیرون می‌زند

زری قهار ترس

گُرگاس

گُرگاس

شقایق شاهرودی‌زاده

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

بریده در هیجان نامحدود پا بریده‌تر موهایی بود

جلیل الیاسی